آن روز دلمان سوخت و شکست!؟!

من مردی که در زیر میز دنبال جاه و پناه می گردد نمی خواهم !!!

تاریخ به یاد دارد و از یاد نخواهد برد زمانی که غیرت و تعصب ما تاکستانی ها لگد مال شد و اتفاقی افتاد که من به خاطر تات بودن و تاکستانی بودن بسیار ناراحت و خشمگین شدم و دوست داشتم تا زمین دهن باز می کرد و ....................
تاریخ ماندگار بوده و است و خواهد ماند .
چرا در آن زمان چیزی برای گفتن نداشتید ؟
چرا صدایی شنیده نشد ؟
چرا اعتراضی دیده نشد ؟
چرا بعضی از این مثلاً مهندسها و روشنفکران و اطرافیان آن آقا هر سوراخ موش را یک میلیون تومان خریدند و نای حرف زدن نداشتند ؟!
چرا ؟! چرا ؟! چرا ؟!
شاید ضرب و صدای سیلی زیاد بوده و گوش فلک را کر کرده ؟!!!
تعصب تازه به د وران رسیدهها را درک نمیکنم !
من تعصب تات را می خواهم.
منت غیرت تاکستانی را می خواهم.
من وجود یک ایرانی از تبارها تاک را می خواهم.
اگر هستی حرفی بزن و گوشم منتظر صدای دلنشین تات مرد با 8 هزار سال قدمت است .
من سیلی خورده نمی خواهم !
من مردی که در زیر میز دنبال جاه و پناه می گردد نمی خواهم .
من مردی می خواهم از تبار تات ها که مجلس را قرق کند و بر فراز میز و سنگ مجلس حق تاکستان از از حلقوم بعضی ها بیرون بکشد و کاری کند کارستان .
من مردی را می خواهم که صدایش صدای حق باشد تا حق به حق دار برسد .
من چیزی را می بینم ، باور دارم .
من طوطی نیستم که صدا را تکرار کنم
من میمون نیستم تا حرکات را تکرار کنم و ادا در بیارم و محتاج این و آن باشم .
من مردی را نمی خواهم که غلام حلقه به گوش شیخ ها و آقا زاده هایش باشد
صدایش هنوز در گوشش جینگ جینگ می کند .....................صدای سیلی را می گویم .
حالم گرفته شد وقتی به یادم می آید سیلی خوردن یک تات از نماینده بوئین زهرا را ؟
چرا ؟!!!
مگر چه اتفاقی افتاده بود ؟؟!!!
مگر چه کاری کرده بودیم ؟؟؟!!!!
چرا در آن زمان شهر ما بزرگ نداشت ؟!!!
چرا شماها لام تا کام حرف نزدید ؟!
دگر بس است چون درد دل بسیار دارم .                                                                         (ممنون از دوست خوبم که این دل نوشته را واسم فرستاد))


دسته بندی :
تاریخ: 19:15 - دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | نویسنده: |


 

به جهنم که ناراضی هستید بروید دنبال آفتابه!!!

در همین روزهای اخیر دوستان فضای مجازی از حضور وزیر محترم نیرو در خصوص افتتاح نیروگاه بادی شهرستان تاکستان با دوربین های عکاسی خود به نوعی پرده برداشتند از نوعی عملکرد خاص در دوران اولیه تشکیل دولت اعتدال.

قصه زمانی آغاز شد که در معرفی جناب وزیر نیرو در مجلس یکی از موافقین وی نماینده شهرستان تاکستان (رجب رحمانی ) بودند که به واقع همانند همیشگی خود به موقع حمایت کردند تا بتوان به آینده شهرستان امیدوار بود.

اکنون بعد از طی یک و سال اندی گذشته از عملکرد دولت اعتدال برخی از آقایان در طی یک عملیات تخریبی ناجوانمردانه در فضای مجازی همه تلاش های دولت دوست خود و نماینده مخالف خود را زیر سوال برده و به دنبال آفتابه هستند تا چیز دیگری...

حال در خصوص اینکه برخی از دوستان نقد گرا چرا و به چه دلیل این همه ناراضی هستند و همیشه به دنبال تخریب و هزار چیز دیگر می گردند باید منتظر زمان بمانیم که همیشه تاثیر گذار بوده است و کلمه آخر اینکه دوستان دلواپس به جهنم که ناراضی هستید بروید دنبال آفتابه!!!


دسته بندی :
تاریخ: 18:54 - شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | نویسنده: |


 

سونامی نیروهای دانشگاه آزاد...!

عالیجنابان دلواپس که بر طبل انتقاد از دانشگاه آزاد تاکستان و وضعیت کمبود دانشجو می زنند بهتر است کمی در خصوص اینکه چه عاملی باعث شد تا این وضعیت پیش بیاید هم در جلسه آسیب شناسی شان بررسی شود تا در آینده شاید به دردشان بخورد.

و اما تحلیل ناچیز ما اینکه بعد از اعلام 1387 در آن انتخابات سیاسی،سونامی جذب نیروهای خودی و نخودی بوجود آمد که انگار از قحطی آمده بودند و ما نمی دانستیم که یک دانشگاه هم می تواند مورد هجمه سونامی سیاسی گردد ولی در این هجمه نیروهایی وارد یک مرکز فرهنگی شدند که شاید بتوان گفت از فرهنگ و آموزش در حد سیکل بودند و بهترین شان دیپلم و بخوانید که در این مرکز چه عجایبی که نگذشت با وجود اینگونه نیروها دانشگاه به برخی چالش ها مثل درگیری فیزیکی و اخلاقی کشیده شد که کم کم باعث نزول ورود افرادی بنام دانشجو گردید و اگر اکنون شاهد این هستیم که دانشگاه آزاد واحد تاکستان با کمبود دانشجو مواجه است به عملکرد برخی گذشتگانمان بوده است و میراثی بجا مانده از آنها می باشد و ما در این برهه اگر چه برخی آقایان در مسند ریاست برخی دانشگاه های چند صد دانشجویی نشسته اند ولی باید جذب همسایگان همانند ابهر از ما پیشی بگیرند و هزار چرای دیگر که بماند

پایان...


دسته بندی :
تاریخ: 20:1 - پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 | نویسنده: |


 

آن مرد آمد با کوله باری تجربه...!

(قسمت دوم)

اگرچه آن مردی که آمد و رفت و به خاطره ها پیوست را احترام بگذاریم ولی عملکردش را نمی پسندیم و مورد رضایتمان نیست چرا اینکه هنوز آنقدر بزرگ نشده است که بخواهد کارهــــــای بزرگـــــــ انجــــــــــام بدهـــــــد!!! چرا که کارهای بزرگ را برای مردانی پر از تجربه ساختند مردانی که سازندگی برایشان افتخار است و اینکه نشسته بگوییم برویم کار بزرگ انجام دهیم درست نیست باید پشتیبانی بزگ یعنی تجربه را بهمراه داشت نه قدرتی در استان که بگوید برو من انجام می دهم خیالت راحت...

مردان بزرگ را در کارهای سخت می توان یافت و نه اینکه شما فقط طی یک دوره 4 سال توانستید قطارتان را از ریل خارج کنید و گاه و بیگاه فریاد اینکه من  فقط من و نه به پشتیبانی مردم توانستم کاری را انجام بدهم!!!

هزاران سوال را برای خود در دوره دلواپسیمان برای شما داشتیم ولی شما کجا بودید و ما کجا؟

جناب هم اکنون دلواپس و نگران ؛ بهتر است منتظر باشید شاید که آیندگان در خصوص شما به قضاوت نه قساوت بنشینند و همانند افرادی که یک دوره حکومت و سلطه خود را با لبخند و وعده و وعید برای مردم به صورت آرمان مردم را داشتند همانند شاهنامه دور هم در دوره کرسی بازخوانی کنند.

پایان

 


دسته بندی :
برچسب‌ها: آن مرد, کوله بار تاریخ: 19:0 - پنجشنبه نهم مرداد 1393 | نویسنده: |


 

آن مرد آمد با کوله باری تجربه...!

 

اگرچه بسیاری از دوستان در عرصه مطبوعات وقتی دست به قلم می برند با ناراحتی و کینه می نویسند و این نشانه هایی از نوعی بیماری روانی است از نوع بینش و نگرش به بیرون خود...

در هفته ای که گذشت یکی از هفته نامه های نوظهور در مقاله با عنوان آن مرد آمد ای کاش نمی آمد! لازم است چند سطری در این خصوص تحلیل و یاد آور شویم که اگر آن مرد در سال 92 آمد با کوله باری پر از تجربه آمد کوله باری که می توان به جد گفت در استان حتی در منطقه پر از تجربه های تلخ و شیرین جهت احقاق حق مردم منطقه خود(شهرستان تاکستان) بوده  و است.

اینکه شما نویسنده محترم تمامی عملکرد یک نماینده مجلس را در یک ریل قطاری که یکطرفه میرود و یا جذب دانشجویان و یا کم آبی که تمامی کشور زنگ خطر را برای آن بصدا در آورده اند می بینید و می سنجید پس بیایید عدالت را رعایت کنیم و ما نمی گوییم،شما بگویید که ما چهار سال شما را چگونه و با چه معیاری بسنجیم و چه نمره ای به شما که 4 سال در پی هیچ بوده اید را به کجای دلمان آویزان کنیم را بدهیم...

اگرچه قطار شما در سال 92 با بی تدبیری شما از ریل امیدهایتان خارج شد و تمام آرمان مردمی خود را از دست دادید و بعد از چند سال آمدید و می گویید که ای کاش آن مرد نمی آمد؟چرا؟به چه دلیل؟.... 

براستی که این مرد را هم شما و هم همه مردم می شناسند و می دانند که اگر بخواهد می تواند برای گرفتن حق مردم خود در طول تمام شبانه روز بجنگند و هیچ سدی را در میان راه خود نمیبیند و فعل خواستن و انجام دادن را بسیاری از نیروهای شما که تا دیروز نمیدانستند چیست اکنون از ایشان درس می گیرند و بسیاز زیباست که شما هم فقط یک بار گویید که خواستن و توانستن بر چه چیزی صرف میشود؟!!!

مگر نه اینکه در تمام دوران دلواپسی ما در 4 سالی که شما بر سکان شهرستان بودید قدرت این شهرستان را به قدرت استان داده بودید و خود را به درگیری فیزیکی در خانه وکلا مشغول کرده بودید!!!

مگر نه اینکه شما نتوانستید تمامی نیروهای خود را راضی نگهدارید و آنها گله خود را در پیش قدرت استان در پشت سر شما می کردند!!!

پس خواهشا،لطفا و هزار چیز دیگر شما اکنون عملکرد خود را به رخ ما نکشیده بلکه بدنبال جلسات شبانه گروه آسیب شناسی و جذب نیروی خود باشید که چرا و از کجا خورده اید که داغتان هنوز تازه است و بنشینید از خوبی هایتان فقط برای خود بگویید نه برای دیگران چون ما می دانیم آنچه نباید بگوییم برای مردم شریف که 4 سال دلواپس خوردن ضربه ای که هنوز در گوشمان صدای زنگش را میشنویم.....

ادامه دارد....


دسته بندی :
برچسب‌ها: تاکستان تاریخ: 20:5 - پنجشنبه دوم مرداد 1393 | نویسنده: |


 


دسته بندی :
تاریخ: 21:10 - دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 | نویسنده: |


 


دسته بندی :
تاریخ: 19:21 - دوشنبه ششم آبان 1392 | نویسنده: |